قهرمان ميرزا عين السلطنه
6772
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
سر بازار جنون عشق شه ايران را * در اروپا چه خوش انگشتنما خواهد برد كس نپرسيد كه آن گنج و جواهر كز هند * نادر آورد شهنشه به چه جا خواهد برد تا كه . . . و قجر زنده در ايرانند اين * ننگ را كشور دارا به كجا خواهد برد زاهد از خرقهء سالوس به ميخانه برد * آبروى همهء ميكدهها خواهد برد شيخ طرّار به تردستى يك چشم زدن * اثر از مصحف و تسبيح و دعا خواهد برد تاج كيخسرو و تخت جم اگر آبروئى * داشت آن آبرو اين شاه گدا خواهد برد باد سردار سپه زنده در ايران عارف * كشور رو به فنا را به بقا خواهد برد * * * رحم اى خداى دادگر كردى نكردى * ابقا به اعقاب قجر كردى نكردى منبعد از اين ميدان شاهان جهان را * گر از حلب تا كاشغر كردى نكردى پيش ملل ، شرمندگيمان گشت زين روى * ما را از اين شرمندهتر كردى نكردى در كينهخواهى خرابيهاى ايران * ما را به شه گر كينهور كردى نكردى در سايهء اين شاخ هرگز گل نرويد * با تيشه قطع اين شجر كردى نكردى از تارك شاه قدر قدرت اگر دور * اين تاج با دست قدر كردى نكردى با مجلس شورا ز عارف گو جز اين كار * فردا اگر كار دگر كردى نكردى عارف و عارفنامه اگر با تحريكات انگليس و زور قشون سردار سپه ، ايران جمهورى نشود محققا با تصنيف عارف خواهد شد . عارف مولوى در سر دارد . خيلى در صحبت و حركت غمزه مىآيد . خوب مىخواند ، خوب ضرب مىگيرد . در تياتر خوانده بود ، ضرب هم گرفته بود . اما اشعار جلال الممالك را موسوم به « عارفيه » اگر به دست آوردم براى شناسائى به حالش درج مىكنم . قزوينى است ، قزوينى پسند هم بود ، اما حالا نه . عارف آخوند و شيخ را هم قاطى كرده ، دور نيست صداشان درآيد . بد نبود شب عيدى پول خوبى گير